در خرداد پر حادثه رضا دفاع کرد و با درجه عالی مدرک دکتری خودش رو بعد حدود 12 سال مطالعات آکادمیک به دست آورد.

روزها قبل و لحظه سخت و در نهایت احتمالا حس خاصی برای خودش داشته ، میتونم بگم برا من هم خیلی هیجان و نگرانی داشت این لحظه .

قرار بر این بود بعد از دفاع رضا از آپارتمان پدری من بریم . خونه رو به قصد اجاره دادیم تا اسبابی نچینیم و حالا یک آپارتمان نقلی که برای پدر رضا هست مستاجرش رفته و قرار بریم اونجا نزدیک همان خونه خودمون ! لذتش در نچیدن وسایل هست . وسایل بی جای خونه مثل بوفه ، ظرف های زیادی و غیره .... 

قرار بریم مبل های راحتی جدید بخریم و هیجان چیدن یه خونه ی نقلی رو داریم که چطور خوشکل بچینیم و خونه ی گرمی بسازیم.

بالاخره ماشینی که دوست داریم البته متناسب با بودجمون و رنگش و انتخاب کردیم :) باید بریم در خواست بدیم.

الان باید برم زبان بخونم :)