دی نوشت
من این روز ها جهان را جور دیگر میبینم، انگار نشسته باشم رو یک تاپی و در حال تکان خوردن باشم!
از این بالا ، اخه تاپ من بسته به سقف آسمان است ، داشتم می گفتم ؛ از این بالا آدم ها جور دیگری اند ، صداهایشان برایم متفاوت شده ، صدایشان را میشنوم و میگذرم ! شنیده های گنگ رهگذر را دارم.
گاهی به زمین می ایم برای راه رفتن و قهوه خوردن با دوستی نزدیک اما این روزها دوستانم تفاوت کرده اند ! انگار صدای من را واضح نمی شنود !! هر چه میگویم چیز دیگری می شنوند.
من برای خودم فرصت مطالعات فراهم کرده ام ، زبان میخوانم و به زودی یک ورزشی را در روزمرگی های زندگی ام می اورم .
از این فرصت فعلی راضیم ، انگار دلم میخواهد برگ را برگردانم و جهان را انطور که رنگی تر است ببینم و هوا را ان طور که تمیزتر است ، من خوشحال از لحظه هایی هستم که زندگی را سر کشیدم.
من در حال اماده شدن یک پرواز هستم .................
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۹۴ ساعت 10:34 توسط پینه دوز
|
من یک پینه دوز تنها بودم که آمده بودم در اینجا جسم و روح جریحه دار شده انسانیت از دردهای روزگار را با نوشته هایم وصله بزنم شاید کالبد جدیدی از این وصله پینه ها پدید بیاید، الانم پینه دوزم و به دنبال وصله زدن اما دیگه تنها نیستم از آبان 88 با لاکی پینه خوردیم و لحظه هامان را عاشقی می کنیم داغ داغ .