سلام دوستان وصله پینه ایی


9 مهر دومین سالگرد ازدواجمون بود ... دوسال گذشت ... به لطف سخت کوشی خودمان و خانواده جدا از فضای اجتماعی پر دغدغه .... خوش بر ما گذشت .

دو سه روز قبل از سالگرد به لطف حضور برادر همسر ما به یک مسافرت هم دعوت شدیم و از خدا خواسته با کله رفتیم و شهر زیبای پزد را دیدیم ( البته کم هم جای حرص خوردن نداشت ) دلیلش هم به نظرم مردم بی تفاوت شاید و البته و صد البته میراث بی خیال که ...به نظرم یزد شهری بود که می تواند یکی از قطب های گردشگری ایران باشد اما ... ، هر چند که گردشگری نمانده !!

از ابتدای مهر زبان می خوانیم و ....

دیروز بازار شلوغ بود امروز بازار باز بسته بود امروز سگ ها هم در خیابان بودند .... 

نمی دونم چرا پول های ما رو نمیدننننننننننننننننننننن ...

کاش یه روز بشه حساب کتاب نکنبم برای خرید هامون و به راحتی بریم هر چی میخوایم بخریم بیاییم بیرون ...

کاش من دوستدار جامعه شناسی و جامعه شناسان همه پولدار بشوند و...

"همانا روزی که جامعه شناسان ایران پولدار بشوند ان روز به راستی روز اقتدار ایران ازاد خواهد بود " :)))

چند روز دلم می خواد لج چند نفر رو در بیارم نمیتونم !! ایییییییییییییییییییییییی