جمعه
سه روز تو هفته رو میرم کلاس زبان و از این کلاس ها خیلی لذت میبرم ، اشتیاقم و انگیزم برای خوندن کم نیست از اینکه بعد از مدت ها دلم یه چیزی میخواد خوشحالم،شاید چون مشکل اصلی من بعد از یه مدتی این بود که نمیدونستم چی میخوام دقیقا!
احسان برای یک هفته امده ایران و خوب الان شیراز هست ولی فکر میکنم حدود 34 ساعتی بیاد تهران . برام خیلی خوشحال کننده است که ما این دوست مهربونمون و میبینیم و این بار در خیابان های تهران قرار باهاش خاطره داشته باشیم Ehsan welcome to club .
دلم برای دوستم صبا تنگولیده و این مدت انقدر شلوغ بودم که نتونستم برم ببینمش.... شاید همین روزها تو همین هفته برم پیشششششش.
دیروز رفتیم دماوند و فیروزکوه و دوباره ما در این تاریخ با هم بودیم قدم به قدم در برف های سفید .
من یک پینه دوز تنها بودم که آمده بودم در اینجا جسم و روح جریحه دار شده انسانیت از دردهای روزگار را با نوشته هایم وصله بزنم شاید کالبد جدیدی از این وصله پینه ها پدید بیاید، الانم پینه دوزم و به دنبال وصله زدن اما دیگه تنها نیستم از آبان 88 با لاکی پینه خوردیم و لحظه هامان را عاشقی می کنیم داغ داغ .