اکنون پاییز سپری شده است و زمستان وهم انگیز سر رسیده ....
سرد سرد ...
دیگر زمان سپری شده است !
باز هم خاطره ی تردید آمدن و نیامدنت !
تنها دلم ، دلتنگ "باران" بود...
دلم تنگ تنگ تنگ بود !
و شاید دلت تنگ ...
و من نمی دانم ،
" کدام فتنه ی بی رحم ،
عمیق ذهن تو را تیره میکند از وهم ؟"
زمستان 92
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10:11 توسط پینه دوز
|
من یک پینه دوز تنها بودم که آمده بودم در اینجا جسم و روح جریحه دار شده انسانیت از دردهای روزگار را با نوشته هایم وصله بزنم شاید کالبد جدیدی از این وصله پینه ها پدید بیاید، الانم پینه دوزم و به دنبال وصله زدن اما دیگه تنها نیستم از آبان 88 با لاکی پینه خوردیم و لحظه هامان را عاشقی می کنیم داغ داغ .