سلام دوستان وصله پینه ایی

امسال دومین عید من و عشقول هست. عید قبلی ما ۶ ماه از زندگانی مشترک ما می گذشت و خونه تکانی جدی نداشتیم ولی امسال زندگانی در این خانه گرد کهنه ای در خانه ایجاد کرده بود که باید اساسی تکانده می شدبنابراین امسال تصمیم گرفتم بدون استرس های شب عید که همیشه دم عید در خانه ی اطرافیان بر سر خانه تکانی حاکم بود با برنامه ریزی خونه را با عشقول تکان دهیم. این شد که این روز ها هیچ کاری برای انجام نداریم. خانه ی ما در بازه ی زمانی ۱۰ تا ۱۲ تکانده شد و ما الان کلی حال نمودیم. دست رحمت اقا و صفیه خانم  و اتوشویی درد نکند در این مسیر .
از موفقیت های این خانه تکانی خالی کردن یک کمد دیواری به جز یک قفسه ی کفش ها بود که باقیش خالی شد و برای حضور بخشی کتاب ها در انجا اماده شد تا کتابخانه هامون نفس عمیق بکشند و جا برای کتاب های جدید باز بشه ...
امسال به لطف تصمیم یکی از دوستان که فامیل عشقول اینا می شود شروع به امر شیرینی پزی نمودیم و بنده در نقش کمک شیرینی پز ظاهر شدم و البته بهترین مدیر فروش ! از انجا که من سرمایه اجتماعیی خیلی قوی ایی دارم لذا از ان استفاده نمودم و چندین شوی خانگی گذاشتم و همچنین به همکاران خود این شیرینی ها را فروختم و من کلا در حال گرفتن حجمی از سفارشات هستم ...
شرینی های ما سوهان عسلی، گردویی، برنجی، نخودچی، نارگیلی ، مینیاتوری، آردی ( وانیلی و شکلاتی ) و هم چنین باقلوااااااااا ست که عالیه ها یعنی معرکس تازه یک شیرینی و خشکبار فروشی در اجودانیه و سوپر یاران شعبه ی محله ی ما  در حال فروش شیرینی های ماست امسال یک پیری تستی کردیم از سال بعد می ترکانیم و صنعت خانگی را ارتقا می دهیم چون لذت بخش هست وقتی برای خودت کار میکنی.

وقتی به تجربه های کاریم فکر می کنم می بینم چیزی از یک کولی دورگرد کم ندارم ولی اعتراضی هم ندارم  فقط چند تا آرزو هم دارم اینکه شغل هایی مثل گارسونی و شستشوی ماشین در کارواش رو نیز تجربه کنم و هم چنین مثلا مامور خرید اجناس برای پروژه های ساختمانی  و ناظر ساختمان نخندید خوب دوست میدارم ... و در کل فکر می کنم در شغل مدیریت استعداد خوبی دارم .

دیروز چهارشنبه سوری بود و من حتی در خانه هم جیغ میزدم خیلی وحشتناک بود هی نارنجک میزدم تمام شیشه ها می لرزید انگار وسط میدون جنگ بودیم  و تنها بویی که تو شهر پیچیده بود بوی گوگرد بود
خیلی بد هست که این روز انقدر وحشتناک شده و این در حالی هست که در تورنتو به احترام خانواده های ایرانی به صورت سازمان یافته در یک محدوده اتش روشن کردن و خانواده ها از روی ان پریدند و در یک فضا جمع شدند و جشن باستانی گرفتند و شبی شاد و با موسیقی و رقص گذراندند.
به قول عشقول فقط باید سعی کنیم نریم بیرون تا زنده بمونیم.

شب و روزمان عیدی