تند نامه
سلام دوستان وصله پینه ای
امروز ۲۶ شهریور هست و من الان با یک دست دارم می تایپم از شمارش معکوس روز عروسی ![]()
خیلی سخت و استرس داره باورتون نمیشه بدون اینکه اصلا به چیز بدی شب فکر کرده باشید از خستگی سرتون می ذارید رو بالش و می خوابید و صبح با حس مرگ و یک حادثه که قرار به زودی همه کاسه و کوزتون و به هم بریزه بیدار میشید !!!
یا اینکه از صبح تا شب کلی کار میکنید و کارا رو اکی می کنید بعد شب میایید خونه میبینید نسبت به کاراتون کلیییییییییییییییییییی کار که مونده
الانم داری تند تند می تایپی که عشقولت هر لحظه ممکنه بتله که پشت در خونس که منتظره بری باهاش جلسه تازگی ... راستی نگفتم چرا با یک دست می تایپم !
عروس در حین چیدمان کلبه عشقولیشان دستش به ... رفت و با جهیزیه تیز و نو انگشت " اجازه "
ی خود را از دست داد ... اما دوستان پزشک با چند بخیه ان را به وی بازگرداندند!! باید ۳ روز قبل از عروسی بخیه هاشو بکشم. خوب دیگه برای من و عشقول از خدا توان روز افزون بخواهید که داریم می ترکیممممممممممممممممممممممم![]()
![]()
شب و روزمان توانا![]()
![]()
من یک پینه دوز تنها بودم که آمده بودم در اینجا جسم و روح جریحه دار شده انسانیت از دردهای روزگار را با نوشته هایم وصله بزنم شاید کالبد جدیدی از این وصله پینه ها پدید بیاید، الانم پینه دوزم و به دنبال وصله زدن اما دیگه تنها نیستم از آبان 88 با لاکی پینه خوردیم و لحظه هامان را عاشقی می کنیم داغ داغ .