در گوشیه پینه دوزی ...

سلام دوستان وصله پینه ای
این عکس ها من و یاد لحظه های بی نظیر می اندازه که خیلی دوسش می دارم اخه حس های رنگین کمونی داره ![]()
![]()
!!

این روزها بیش از پیش دوست می دارم تو جزء خوشبخت ترین و سرشار از عشق ترین انسان های روی زمین باشی و آرزو می کنم در کنار من و پوپولی و پینه دوز سال های سال عاشق بمونی و از حرارتت اندکی کاسته نشه .
به نظر من و شاملو :
برای زیستن دو قلب لازم است
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستش بدارند
قلبی که هدیه کند ، قلبی که بپذیرد
قلبی که بگوید ، قلبی که جواب بگوید
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می خواهم
تا انسان را در کنار خود حس کنم.
عشقولی
سه شنبه ظهر آزاد شده( اندر حکایت ازادیش و سربازیشهم نوشته ) الانم دیگه باید بره دانشگاه کارمند بشه. این روزها داریم تدارک این و می بینیم که بریم محضر و آزمایشگاه و خرید بله برون ( اخه نه که من جوابم منفیه نیاز به تدارکات دارم ) بعدم یک هفته ی دیگش عقد کنون و خرید حلقه ی اسارت و بندگیه (ها ها ها
یارم رفت می خواستیم عاشقی کنیم!
)بعدم دیگه خطبه رو می خونن و ...
این خطبه خیلی مهمه ها شوخیش نگیرید!
!
امروز رفتم با فریده جان( مامییه عشقول ) دو تا از منطقه های اموزش و پرورش فرم پر کردم ( اخه مامیه عشقول جزء فرهنگیان هستند)
امیدوارم کار دار بشم ![]()
عشقولی هایمان استوار فرم کارمان OK ![]()
![]()
من یک پینه دوز تنها بودم که آمده بودم در اینجا جسم و روح جریحه دار شده انسانیت از دردهای روزگار را با نوشته هایم وصله بزنم شاید کالبد جدیدی از این وصله پینه ها پدید بیاید، الانم پینه دوزم و به دنبال وصله زدن اما دیگه تنها نیستم از آبان 88 با لاکی پینه خوردیم و لحظه هامان را عاشقی می کنیم داغ داغ .