سلام دوستان وصله پینه ای

 

عشق اگر با تو بی آید به پرستاری من                          شب هجران نکند قصد دل آزاری من

روزگاری که جنون رونق بازارم بود                                   تو نبودی که بیایی به خریداری من

 

یکشب

 

یکشب ز ماورای سیاهی ها

چون اختری بسوی تو می آیم

 

بر بال باد های جهان پیما

شادان به جستجوی تو می آیم

 

سر تا به پا حرارت و سر مستی

چون روز های دلکش تابستان

پُر می کنم برای تو دامان را

از لاله های وحشی کوهستان

 

یکشب ز حلقه ای که به در کوبند

در کنج سینه،قلب تو می لرزد

چون در گشوده شد، تن من بی تاب

در بازوان گرم تو می لغزد

 

دیگر در آن دقایق مستی بخش

در چشم من گریز نخواهی دید

چون کودکان، نگاه خموشم را

با شرم در ستیز نخواهی دید

 

 یکشب چو نام من به زبان آری

می خوانمت به عالم رویایی

بر موج های یاد تو می رقصم

چون دختران وحشی دریایی

 

 یکشب لبان تشنه ی من با شوق

در آتش لبان تو می سوزد

چشمان من امید نگاهش را

بر گردش نگاه تو می دوزد

 

 از " زهره " آن الهه ی افسونگر

رسم و طریق عشق می آموزم

یکشب چو نوری از دل تاریکی

در کلبه ات شراره می افروزم

 

 آه ، ای دو چشم خیره به ره مانده

آری منم که سوی تو می آیم

بر بال بادهای جهان پیما

شادان به جستجوی تو می آیم

 

روح هایتان مست مست هم