ازدواج ، با چه هدفی ؟ ، چگونه ؟ ، در چه مسیری؟2

 

سلام دوستان وصله پینه  ، نامه های دلتنگی    و  آشنایان تازگی

ازدواج گُو به گُو یا (گاو به گاو )

ازدواج گُو به گُو به آن گونه ازدواجی اطلاق می شود که بین دو خانواده صورت گیردو از آن دو زوج حاصل می شود . یعنی خانواده ی A از خانواده ی B دخترشان را برای پسر می گیرند و خانواده ی B هم دختر خانواده ی A را به زنی خود در می آورد و در واقع به اصطلاح، ( یکی می دهند و یکی می گیرند !!!!)

در واقع این ازدواج معمولا در زمانی صورت می گیرد که در دو خانواده خواهر و برادر ها در سن ازدواج بوده و بین پدر و مادر ها نزدیکی زیادی وجود دارد و برای حفظ دوستی و عمیق شدن پیوند ها این شکل از ازدواج را که به ازدواج گُو به گُو  معرف است را بر می زینند .

اما چرا گُو به گُو ؟؟؟!!!

همان طور که می دانید در زمان قدیم  بیشتر جوامع ،بر اساس کشاورزی امرار معاش می کرده اند و برای شخم زدن زمین به گاو احتیاج داشتند تا گاو آهن را به آن ببندند و زمین خود را شخم بزنند برای همین در این ساخت اجتماعی گاو از اهمیت بسیاری بر خوردار بود . از آنجا که معمولا هر خانواده یک راس گاو داشت ،برای شخم زدن زمین خود یک راس گاو هم ،از خانواده ای دیگر  می گرفت و بعد از اتمام شخم زدن گاو خود را در اختیار آن ها می گذاشت و تا به همین ترتیب آن ها هم  زمین خود را شخم بزنند . بنابراین نوعی تبادل در بین آن ها شکل گرفت که آن را  گُو به گُو نا میدند .

و این مبادله در چنین ساخت اجتماعی به نوعی الهام دهنده ی  این مبادله ی انسانی در بین خانواده ها شد و نامی مشترک پیدا کرد !!!! که هم اکنون نیز در برخی نقاط ایران شاهد چنین ازدواج هایی هستیم .


مطلب بعدی ازدواج دو سومی  و نصفه یا نیمه هست !!!

شبتان آرام دلتان نرم و ...

 

ابیانه ، نگین سرخ ایران

دوستان من سلام

من زاده  ابیانه ام و روح من آنجاست                        در چشم من ابیانه بهین نقطه ی دنیاست

هر گوشه  آن را ز قرون نام و نشان است                  من نه ، همه گویند ابیانه چه زیباست

ابیانه تو گنجینه ی اعصار و قرونی                             از هر چه که در وصف تو گویند فزونی

 

ای دوست ، وقتی در کوچه های ابيانه قدم می نهی شتاب مکن ، که دروازه ای به سمت ايران باستان به رويت گشوده شده است .

روستایی کهنسال با چهره ای گلگون و سبک معماری اصیل به فرم مکعب در ترکیب احجام ، کوچه های تودر توی بی انتها ، خانه های چند طبقه با مصالح سنتی ، پنجره های مشبک چوبی نفیس ، درب های منبت کاری شده و ایوان های زیبا  ، مساجد ، زیارت ، آتشکده ، قلعه ها و معبد در دل کوه هینزا و مردمانی به اصالت تاریخ این سرزمین با گویش پهلوی و لباسهای محلی و ... .

اين ها همه بی اختيار انگشت تحيّر بر لبانت می نشاند ، تو هم با ديگران هم عقيده می شوی و ابيانه را موزه ايران باستان می نامی . حس عجيبی سراسر وجودت را در بر می گيرد ، اين ها را نشانه ای می  بينی از مردمانی که روزگاری به حرمت نام ايران سخت می کوشيدند و آنگاه که جهان با مفهوم انسانيت بيگانه بود ، شعار آزادی و تساوی در قلمرو حکومت خويش سر می دادند .

 شعاری که نشأت گرفته از ايدئولوژی آنها بود . از طرف ديگر خويشتن را سرزنش می کنی ، خود را وارث لايق سرزمين نياکان خود نمی بينی . اين دوگانگی تا ساعت ها ذهنت را مشغول می سازد تا آنکه از ابيانه خارج شوی . فردا دوباره روزمرگی مسير زندگيت را به حالت قبل باز می گرداند . باشد که من و تو در اين چرخه استثناء باشيم و با توکل بر ايزد متعال بيش از پيش به حرمت نام نامی اين سرزمين بکوشيم .

ادامه ی تصاویر در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

وصله پینه و خبر

 

 

سلامی دوباره

امروز وقتی مغزم از هیاهوی چرندیات کلاس های دانشگاه خالی شد ( همه ی صحبت ها هم میره رو مسائل زنان در ایران که آدم نمی تونه سکوت کنه و باید خودش رو آماده کنه تا در بین یک جمع تنها ترین  کسی باشه که حرف هایی از جنس .... می زنه و اگر شانس بیاره فقط استادش می فهمه چی میگه و آن هم با ترس و لرز حمایتش میکنه )

بگذریم دیگه این حرفا کلافم کرده ، اینم رشته ی بی خود من هست دیگه .

 

خبر        خبر

 

دوچرخه فقط تفریح نیست

 

 

شهرداری منطقه ی 8 در راستای اشاعه فرهنگ دوچرخه سواری در سطح منطقه به عنوان یک وسیله ی حمل و نقل عمومی و رفاه شهروندان ، خانه های دو چرخه را در آینده ی نزدیک افتتاح می نماید .

استفاده  از دوچرخه در این مکان رایگان می باشد از کلیه شهروندان علاقه مند دعوت به عمل می آید جهت ثبت نام و دریافت کارت عضویت به مراکز ذیل :

1- خ آیت ، چهار راه سرسبز ، ضلع جنوب غربی چهار راه

2-خ دردشت شمال میدان نخجیر جنب فروشگاه اتکا

3- ح شهید مدنی نبش خ شهید بزرگیان جنب ایسگاه مترو

4- خ شهید مدنی ابتدای خ شهید یعقوب سر پرنده ( بلوار 55 )

5-خ گلستان خ شهید امامی جنب استخر و سونای فدک

6-خ آیت ، پایین تر از میدان جنب بانک مسکن

7-خ 46 متری غربی جنب بیمارستان انصاری

8- خ دردشت چهار راه گلبرگ ضلع شمال شرقی ...

مدارک لازم جهت ثبت نام :

1- ارائه کارت ملی در زمان ثبت نام

2-ارائه اصل شناسنامه

3- یک قطعه عکس

4- رضایت نامه ی کتبی ولی جهت افراد کمتر  18 سال

شرایط مورد نیاز:

1-داشتن مهارت در دوچرخه سواری

2- حداقل سن جهت استفاده از این طرح 15 سال تمام می باشد

3- پر نمودن فرم ها

 

این قسمت آخرم آرم شهرداری و نوشته روابط عمومی شهرداری منطقه 8

 

بله این نوشته ی برگه ای بود که کمی جلوتر از مترو ی سرسبز یا همان هفت حوض خودمان بود ( خوشحال نفیسه )

من اولین کاری که کردم از آقایی که در پارکینگی که به صورت شیشه ای بود و در آن پر از دوچرخه بود پرسیدم این طرح ممنوعیت خانم ها رو که ندارد؟؟؟ ، اقاهه هم برگشت گفت فعلا که نه !! فعلا که هم دوچرخه زنانه داریم هم مردانه (همه ی  دوچرخه ها جلوشون سبد داشت پشت هم ترک بند ) گفت هنوز ابلاغیه ثبت نام نیومده که تمام تعاریف در آن مشخص میشه .

 مسیر دوچرخه ها هم مشخص بود پیاده روی پهن و سنگ فرش شده که قسمت هایی که خط سفید داشت برای عبور دوچرخه ها بود .

 

امیدوارم این طرح که می تونه کلی تغییر اجتماعی همراه خودش داشته باشه به خوبی برای دو جنس پیاده بشه.

امیدوارم مجریان طرح حوصله ی نابسامانی های ابتدایی این طرح رو داشته باشند و این کار زیبا به خوبی صورت بگیرد .

امیدوارم مردم قدر این عمل شهردار منطقه را بدانند و به این مسئله فراتر از دوچرخه سواری نگاه کنند و بگذارند خیلی راحت  مسیر زیبایی شکل بگیره تا .....

آخ که اگر این مسئله در همه جا شکل بگیره ...

تمام خستگی دانشگاه از بحث ها و نگاه های تکراری به مسائل اجتماعی و فرهنگ و مذهب و  زنان و ...با دیدن این حرکت به در رفت ( البته امیدوارم دوچرخه های زنانه هم به کار گرفته بشه تا خیال من کاملا راحت بشه  ، هفته ی دیگه مشخص میشه ، خبرش با نفیسه )

 شاید ...

راستی ماه امشب خوشل بود مثل همیشه...

 

تازگی و زندگی ,مهمان وصله پینه

 

سلام دوستان وصله پینه

 پ . ن : 1- من الان که شما احتمالا دارید این پست را مطالعه می فرمایید در سفر به سر می برم احتمالا تا جمعه هم در طبیعت و هوای پاک و این حرف ها کلی حالش را می برم.( نمیگم کجا میرم ولی شاید برگشتم براتون چند تا عکس بذارم که دلتون بسوزد)مراقب وصله پینه باشید تا کسی نشکافدش!!

2- از آن جایی که شاید  بخواهم در وصله پینه چند کوکی در مورد خانواده بزنم و خیلی مسائل تازه ،بد ندیدم در این مدتی که در سفرم وبلاگ تازگی  را فعلا در حد دیدار معرفی کنم  و هم این نوشته ی دوست ارزشمندم سید مهدی سلطانی را برایتان کامل قرار دهم ، این پست از نظر من بی نظیر است و باعث حرکت فکری ، خواهش می کنم شاید هم التماس فقط به واژه واژه ی آن در ذهن خود فکر کنید و لحظه ای به موقعیت خود در خانواده و جامعه و اهداف آینده  ی خود ، فکر کنید و اگر مرا هم قابل دیدید از نظرات ارزشمند خود بی بهره نگذارید.

لازم می دانم ذکر کنم نوشته ی ایشان برای تاریخ۱۴/۱۱/۱۳۸۶ است.

با عنوان تازگی و زندگی؟!


سلام دوستان تازگی

 صبح زیباتون به خیر

 اذان صبح با صدای دل انگیز مرحوم آقاتی فضای اتاقم رو سرشار از بوی آسمون کرده ، بوی خوش و رویایی چند شاخه گل مریم که کنار میزم دارن بهم نگاه می کنن ،  تمام وجودم رو معطر کرده ، بلند می شم پنجره رو باز می کنم که یک سلامی به همراه تنهاییهام ، ماه زیبا بدم ، می بینم باز میهمان دانه های سفید و دوست داشتنی برفیم ، سلامم رو به ماه زیبایی که مطمئنم از پشت ابرهای سیاه مهربون ، منو می بینه ، عرضه می کنم و با همه وجود به بوسه های برف پاسخ می دم و بر می گردم تا سرزمین تازگی امروز رو تازه کنم .

 از امروز می خوام از یک موضوع  جدید و تازه ، اما کهنه ، کهنه به وسعت همه تاریخ  ، صحبت کنم ، می خوام از یک ارتباط قدیمی ، که هیچکس نمی دونه از کی شروع شده صحبت کنم ، می خوام از یک حس صحبت کنم ، از یک همراهی ، از یک پیوند ، از یک میثاق ، از یک میثاق بی نظیر که حداقل شکل ظاهریش در همه کره خاکی ، با هم فرق زیادی نداره .

می دونید که دین ، زبان ، فرهنگ و ... جزء وجوه مشترک مردمند ، اما مردمیکه در دایره محدودی از جغرافیا هستند و همدیگه رو هموطن می دونن ، اما آنچه که از امروز می خوام در موردش صحبت کنم جزء معدود مواردی است که برای همه موجوداتی به اسم انسان مشترکه ، چه در قاره آمریکا زندگی کنند ، چه در آسیا ، چه آفریقا ، چه اروپا ، چه استرالیا و چه قطب جنوب و چه ...

آره هر جا که برید با نهادی به نام خانواده آشنایی دارندو  با یک اصول کلی و مشترک اون رو تعریف می کنند .

همه اونها در یک مقوله با هم مشترکند و اون اینکه خانواده رو حاصل ایجاد یک پیوند به نام ازدواج میان یک زن ویک مرد می دونند ، پیوندی که تحت شرایط خاص و بر اساس اصولی که هر جامعه اونها رو پذیرفته ایجاد می شه ، اصولی که بر اساس فرهنگ ، دین ، باورها ، سنتها و ... پایه گزاری کردند و همه پذیرفتنش و ...

سیر تطور این نهاد خیلی جالبه ، جایگاه این دو جنس در خانواده ، نوع مناسباتشون ، مسیری که با هم آشنا می شن و به این پیوند خاص اما عام ؟! اقدام می کنند ، اهداف برقراری این پیوند ، آرمانها و آرزوهایی که با ایجاد این پیوند به دنبالش هستند ، موانع فرهنگی و اجتماعی که مانع بر قراری این پیوند می شه ، ساختار و مختصات این پیوند ، اصول حاکم بر اون ، چگونگی سامان دهی و به انجام رسوندن اون ، مشکلات معمول و مرسومی که به واسطه این پیوند ایجاد میشه ، محدودیتها و مواهبی که از این پیوند نصیب زوجین می شه ، توقعات و انتظارات زوجین از هم و چرایی و چگونگی اونها ، مشکلاتی که کم کم تو این پیوند در ظاهر، رویایی و آسمانی پدید می یاد و چرایی و چگونگی اونها ، ورود عنصر سومی به اسم کودک در کنار این پیوند زیبا و دو طرفه ، روابط ساختاری سه سویه و بعد چهار سویه و بعد ... که تو خانواده ایجاد می شه و ارتباط این نهاد با جامعه و نهادهای رسمی و غیر رسمی دیگه موجود در اون و ...

اینها همه همه از مسائلی است که از امروز تازگی میخواد هر سه روز در میون به اونها هم بپردازه ، تازگی می دونه که از این حرفا خیلی جاها زده می شه ، مثلا تو مسجد محل ، سر کلاس درس تنظیم خانواده ، تو محافل خصوصی و عمومی خانوادگی ، میون دوستا و آشنایان ، تو خلوت دوستای صمیمی ، توی صفحات مقاله ها و حوادث انواع و اقسام روزنامه ها و مجلات ، مثل خانه سبز و خانواده سبز و زندگی سبز و ... یا اصلا توی همین سایت تازه مردمان که تازگی لینکش کرده و از همتون می خواد که بخونیدش و...

 اما تازگی همه سعیش اینه که از یه نوع دیگه بنویسه ، از یه نوع تازه ، تازگی می خواد دردا رو یه جور دیگه ببینه و راه حلها رو یه جوردیگه بیان کنه ، راه حلهایی که فکر می کنه واقعا مشکل گشان !؟  دردهایی که شاید از نظر خیلی ها درد نباشه ، اما تازگی ادعا می کنه که همونها ریشه های اصلی این دردهایی هستند که امروز بدیهی به نظر می رسن ، تازگی می خواد از راه حلهایی صحبت کنه که بوی تازگی می دن و البته باورشون شاید یه کم سخت باشه و البته عمل کردن به اونها یه کم سخت تر ...

  با اجازه تازگی می خواد  خیلی از مناسبات رو رد کنه ، خیلی از شکل روابط رو عامل وضعیت نه چندان دلچسب نهاد خانواده تو ایران 1386 اعلام کنه ، خیلی از سنتهای خوب فراموش شده رو یادمون بیاره ، تازگی از این بعد می خواد در مورد XX  و XY بیشتر و دقیق تر و اون هم در قالب این نهاد و البته قبل از ورود به این نهاد حرف  بزنه ، تازگی می خواد یه کم ملموس تر بشه ؟!

 بیاید برای شروع یه مثال بزنیم :

 من مادران زیادی رو می شناسم که با یک ذهنیت خاص نسبت به زن و مرد ، با یک نگرش ارثی از نهاد خانواده ، با یه تعریف کپی برداری شده تاریخی از نقشها و وظایف زن و مرد ، با یک ساختار ثابت از مناسبات و نوع روابط میان آدما ، با یک شکل خاص از مراسم انتخاب همسر ، با یک مختصات مشخص از مراسم ازدواج و ایجاد رسمی پیوند آشنایند و همونجوری زندگی خودشون رو شروع کردند ، اما وقتی ازشون تو دو کلمه می پرسی خانم راضی هستین ؟ یه نگاهی به آسمون می کنند و یه آهی می کشن و می گن چی بگم پسرم !!! اینقدر از این جوابای اینجوری شنیدم که دلم آتیش می گیره که آخه چرا ، این زیباترین نوع ارتباط بین دو انسان تو ایران ما اینجوری می شه ( حتی اگر یکیشم اینجوری میشه جای سوال و پرسش داره ، چه برسه به اینکه ... ، یه سری به خلوت درد دلهای زنها و مردهای سن و سال دار اطرافتون بزنید ، مثل تازگی یه کم پر رو باشید و سری به مردم کوچه بازارم بزنید ، یه سری به دادگاههای خانواده بزنید و ... )

اما جالب اونجاست که همون خانم وقتی می خواد دخترش رو به قول خودش بفرسته خونه بخت ؟؟؟!!! باز همون راه 25 سال پیشی رو پیش راه دخترش می زاره که ... باز همون نگرش ، همو ن بینش ، همون راه ، همون مراسم ، همون رسوم ، همون نوع مناسبات ، همون ...

اینجاست که دیگه مغز آقای تازگی سوت می کشه ، اینجاست که دیگه درد همه وجودشو می گیره ، اینجاست که دیگه به عقلانیت شک می کنه ، اینجاست که دیگه حالش می گیره که آخه بابا ، آخه خانم ، آخه آقا ، آخه دختر خوب ،  امام رضا و حضرت معصومه و امازاده صالح و شابدالعظیم و ... برای این نیست که ما مدام بریم نذر کنیم و شمع روشن کنیم و نمک و ... پخش کنیم و دعا کنیم که بچه هامون یا خودمون  خوشبخت شیمو ... ، اما باز همون راه ، همون شیوه و همون روش و ...

 وقتی که از همون مادرها سوال می کنم که چرا دوباره همون راه به بن بست رفته رو برای بچتون تکرار می کنید ، با این جواب تکراری روبرو می شم که : پسرم ، چیکار می شه کرد ، من شانس نداشتم ، قسمت نبود ، نذر ... کردم که ایشاا... دخترم به این سرنوشت دچار نشه !!!!؟؟؟؟ خدا بزرگه ، انشاء ا... اون عرضه داره و زندگیشو ؟؟!!! جمع و جور می کنه !؟ خدا بزرگه !؟ خودش کمک کنه ؟ هر چی اون بخواد همونه ؟! اینا رسمه ، نمی شه جور دیگه فکر کرد !؟ اوا مردم چی می گن ؟! ما هم آبرو داریم ؟! این روش دستور دینه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! و ...

 ( جالبه که برعکس این آه وناله رو کمتر می شنوی ، برای پدرا و پسرا می گم !!! که این هم دلایل وحشتناک خودش رو داره ؟؟!!! )

به هر حال تازگی دلش برای خودش و این همه آدمی که می تونن کنار هم زیباترین صحنه ها رو خلق کنند و در عوض ... می سوزه و دلش می خواد به سهم خودش بنویسه و نظراتش رو با دوستای تازش در میون بزاره ، شاید ، شاید یکی ، آره فقط یه دونه ازدواج از نوشته های تازگی سر بگیره و یه خانواده ای از دلش بیرون بیاد که بوی تازگی بده و توش لحظه به لحظه زیبایی خلق بشه و ...

 زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب باغچه عادت از یاد من وتو برود

زندگی جذبه دستی است که می چیند

...

زندگی شستن یک بشقاب است

....

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما

زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست . ......

 یاد سهراب به خیر

داره برف میاد ، میاید بریم یه آدم برفی درست کنیم ؟!

تازه باشیم