من متاسفانه یک زنم !!!!!
سلام دوستان وصله پینه ای
امروز روزی بود که زن بودن خودم و بد جورررررررررررررررررررر حس کردم و بیشتر جاهاااا
شاید بهتر باشه بگم زنانه بودن ساخته شده برای این انسان رو به خوبی حس کردم !!!
راستش امروز صبح کلاس کاربرد کامپیوتر داشتیم( حالا این کلاس شامل چه مهارت هایی میشه بماند ) استاد ما از آنجایی که به نظر من خیلی خاص هست خیلی اصرار عجیبی داره که تایپ انگلیسی ما مثل تایپ فارسی چشم بسته بشه بنابراین اول کلاس یک ربع تمرین تایپ داریم . و از آنجایی که zoomخاصی رو این دانشجویه پیر دانشگاهش داره بالای سر ما همین طور با لبخند شیطنتت آمیز می ایسته و ... خلاصه اینکه وقتی داشتم می تایپیدم با اینکه دیگه خوب می تایپم دستم با دگمه های دیگه هم برخورد می کرد و کار خراب میشد ( علت برخورد و خراب شدن بلند بودن ناخن های پینه دوز بود البته نه زیاد هاااا ) ولی برای اینکه کسی تازه داره تایپ چشم بسته انگلیسی را تمرین میکنه خوب مشکل زا میشه . استاد بلند تو کلاس برگشت گفت با خنده که اگه دو هفته بی ناخنی رو تحمل کنی مشکلت رفع میشه !! ( اینجا بود که اصلا داشتم با خودم فکر میکردم که من از تنها چیز زنونه همین ناخن بلند داشتن و دوست دارم خوب ، ولی بعد داشتم فکر میکردم چقدر شغل هایی یا کارهایی هست که زنان توانایی انجام دادن آن ها رو دارن ولی به خاطر اینکه به زیباییشون صدمه میزنه یا خودشون یا دیگران این کار ها رو ...)
بعد از کلاس داشتیم از دانشگاه می آمدم بیرون که دم خروجی ساختمان دفتر فرهنگ دانشگاه میز چیده بود و محصولات فرهنگی !!!!!! چیدمان می کردند .
شامل : آهنگ های نوحه ( در انواع و اقسام )
کتاب های خاطرات شهیدان و زندگی نامه هاشون
یک سری کتاب های شاعرانی چون : حافظ ، سعدی ، مولوی ، فردوسی و البته فروغ فرخزاد !!!!
و کتاب های دیگه طالع بینی (اتفاقا مرغ شاخدارم انجا بود و ...) کتاب آشپزی ( در انواع مختلف )
و اماااااااااااا
کتاب های چگونه زیبا بمانیم ، راز ماندگاری زیبایی زنان ، گیاه درمانی ( رژیمی آن هم به نوعی اشاره به بانوان گرامی ، زنان موفق ، زنان امروز کمی بهتر از دیروز و ....
بله این ها خیلی جالب بود !!! شاید بگید چرا ؟ باید در جواب بگم کتاب راز ماندگاری عملا داشت طرز آرایش چهره رو به خانم ها یاد می داد و با عکس ها و طراحی درون که چه رنگی با چه رنگی برای پشت پلک خانمی با موی بولند خوبه و یا ... و این ها همه با تصاویر ( توجه کنید دفتر فرهنگ اینا رو ترتیب دادن!!!)
و من واقعا آن لحظه با دیدن این کتاب ها نفهمیدم پس دم در دانشگاه چرا 24 ساعت به بچه ها تذکر میدند این ها که خودشون همین آرایش و دارند تشویق می کنند . اهان ، خوب اگر ارایش برای بخش خصوصی هست کتاب زن در تاریخ اسلام مطهری رو هم می ذاشتند دیگه !!! اگر قرار به زیبایی و زیبا ماندن و ایناست که زنان دارند وظیفه هاشون و خوب انجام می دهدن پس چرا ؟؟؟؟؟
و من همین طور نق نق کنان بودم و داشتم می گفتم خوبه دیگه زنان هی زیبا باشن و زیبا بمونن و زیبا تر بشن مردان هم عین هیولاااااااااااااا شدن جهنم ما باید تحمل کینم دیگه
؟؟!!! آخه مگه مرد نمیتونه زیبا باشه ؟؟؟!!! چرا همیشه من باید فکر چی پوشیدن و داشته باشم ؟ حتی وقتی که آشفته ی فکری ذهنی روحی هستم باید مثل همیشه یادم باشه که باید اتو کشیده و شیک و با ظاهری اراسته باشم چون من یک زنم !!! ولی آقایون این همه دغدغه برای امدن بیرون رو ندارن جز یک قشر خاص !!؟؟
دوباره که چشم چرخوندم دیدم کتابی در مورد زنان موفق هست گفتم ببینم چی نوشته ؟؟!!!
دیدم داره از اول تا اخر میگه زنان سازشکار و انعطاف پذیر و صبور اینا کلا زنانی موفق هستند !!!!!!!!!!!!
و این یعنی در یک کلام ( خطاب به مردان ): آنچه شما خواسته اید !!!!!
دیگه من و میگی با اعتماد به نفس کامل وارد دفتر فرهنگ شدم و نسبت به وضع کتاب ها شکایت کردم البته نه با خشانت به حالت پیشنهاد . و جواب آن خانم این بود ، اتفاقا کتاب ها که بعد نبود در مورد زیبایی و اینا هم بود ( انگار چون من موهام بیرونه و مانتوم حالا یکم از نظر ان ها تنگه و کفش تابستونی پامه ....)
منم گفتم مشکل همینه ( اشپزی ، زیباییی ، لاغری ، شوهر داری ....) و ان خانم گفت دخترم اول ما که قرار نی کتاب های تخصصی بیاریم و منم گفتم خوب قرار نی کتاب هایی هم که میارید انقدر سطح پایین و بدون معیار های ذائقه ای دانشجو باشه و زن امروزی دیگه ... و خانم برگشت گفت با خنده دخترم این که من و شما دکترامون و آخرین مدارج علمی رو هم بگیرم آخرش باید آشپزی کنیم و بچه داری و شوهرداری ( این یه کار مشترک هست که همه باید بلد باشند )!!!!!!! من دیگه چی می گفتم ؟؟ آخرم گفت می تونی کتاب هایی که فکر میکنی خوبه رو بگی بیارن یا بری با حاج آقا بحرفی .
منم فردا شاید ...
نظرتون با کتاب آرایش مد و بهره کشی از زنان چیه ؟ ( اینو میگن سو ء استفاده از نفهمی
!! ولی نمیدونم دیدن این کتاب رو میز دفتر فرهنگ دید بدی به بقیه نمیده نسبت به کتاب ، یعنی بگن اینا با اهداف خودشون دارن این کتاب و می فروشن ؟ حالا یه فکری هم شما بکنید . تنها چند کتاب ارزشمند آنجا بود ، از جمله فروغ و مجموعه اثار سیمین دانشور .
بعد از دانشگاه با مامان اینا رفتیم مفتح که لباس مجلسی ببینیم ( از این کارا که رو روانه ) واقعا فاجعه بود از انجایی که من همیشه لباس های عروسکی میپوشم هیچ وقتم از این لباس های .... خوشم نمیاد برام عذاب آور بود دیدن و پرو آن هاااااااااااا . اقایون یه کت شلوار می پوشن و راحتن !! ما چی ؟ در انواع و اقسام که اخرش همه این اشتراک و دارن که خیلی باز هستند و بر اساس اندام زنانه تنظیم شده یک جور پیکر سازی !! چی بگم به خاطر عروسی پسر خالم مجبور بودم که به قول مادرم تنوع بدم و ... از زن بودن متنفرررررررررررررررررررر شدم . آخر سر بر خلاف تمام آن لباس های از بالا پایین قیچی شده یه مدل لباس رومی انتخاب کردم ( فیلم هلن در تروا یادتونه ، همون شکلیا ) شیری و طلایی خیلی با حاله و اینکه هر کی میدید فکر می کرد من عروسم یا نامزدیه یا تازه عروسم می خوام برم عروسی آخه برای این جاها می خریدنش مامانم هم از این ناراحت بود می گفت آخه این برای تو نیست دخترونه نیست ( خنده داره چون جاییش باز نبود بالا تنه عین یه تاپ ساده تا پایین حریر های روی هم و ساده بود و رنگی نبود و خیلی شکیل دخترونه نبود ) جالب این بود هرچی باز تر دخترونه تر می شد !!! استدلال هایی می کردندا ، مامان گفت این سنت رو زیاد میکنه ، بعد خانمه که روی مبل بیرون اتاق پرو منتظر دخترش بود گفت خیلی قشنگه بذار دخترم بیاد از پرو بیرون آنم ببینه نظرشو اگر دوست داشتی بپرس ، از آنجایی که صداها رو دختر خانم خانمه شنیده بود گفت خیلی عالیه ولی اینو چند سال دیگه بپوش ، گفتم چرا ؟ گفت برای سنت ، گفتم : مگه الان چند ساله به نظر میام ، گفت 22 و 23 گفتم خوب من همینه سنم ( هی هی هی![]()
![]()
![]()
) من نمیدونم چرا اصرار دارن سن آدم کمتر از خودش باشه یا چیزی که راحتم و نباید بپوشم به خاطر نگاه دیگران چون آن ها همه رو یکسان باید ببینن ، چون ....
همش چونه میزنن برای رعایت قوانینی که خودشون ساختن !! خلاصه ما پا در یک کفش کردیم و گفتیم چون تک هست و هیچ دختری ریسک نمیکنه و این حرفا می خریم این را ( حالا این وسط خانمه هم داشت می گفت عروس دیروز امده برای پاتختی همین مدل و گرفته ، امروز میاد می بره آنم 19 سالشه !! مامان منم حرس ) خلاصه اینکه من برام جالبه عروس 19 ساله چون شوهر داره آن و می پوشه و من 22 ساله نباید بپوشم
( امدم پس فردا مردم لااقل یک بار لباس سفید بلند پوشیده باشم
)
راستی ۲۰:۳۰ رو دیدید ؟ واقعا پستن !!!! اول میان سخنرانی کروبی رو در دانشگاه آزاد نشون میدن بعد نشون میدن طرفداران موسوی دارن آنجا اعلام حمایت از موسوی میکنن و کروبی داره آن ها رو آروم میکنه و به حق باید گفت کار آن ها از بهم زدن جلسه غلط هست و وقتی دوربین های تلویزیونی هست احمقانه ُ و کروبی هم داره میگه این کار ها غلطه و خوبه طرفداران من جلسه ی اقای موسوی رو به هم بزنن و تمام این کار ها به سود احمد هست . ( صراحتش جالبه ) وبالافاصله بعد از این خبر احمدی نژاد و کاندیدای احتمالی دور بعد به عنوان کاندیدای بی سر و صدا !!!! معرفی میکنه و بیان میکنه مجمع مدرسین از آن حمایت کردند !!
چی بگم ظاهرا ...........................![]()
![]()
خوب فعلا تا اطلاع ثانوی شب خوش ![]()

من یک پینه دوز تنها بودم که آمده بودم در اینجا جسم و روح جریحه دار شده انسانیت از دردهای روزگار را با نوشته هایم وصله بزنم شاید کالبد جدیدی از این وصله پینه ها پدید بیاید، الانم پینه دوزم و به دنبال وصله زدن اما دیگه تنها نیستم از آبان 88 با لاکی پینه خوردیم و لحظه هامان را عاشقی می کنیم داغ داغ .